تبليغاتX
صدای بوکان

صدای بوکان

غم مخور.......

متاسفانه مدت زیادی است که بوکان عزیز مانند همیشه نیست و روند پیشرفت در تمامی امور از جمله  امور عمرانی،خدماتی و ....با سرعت لاکپشتی در حال جلو رفتن است.شعر زیر که به زبان طنز وبدون رعایت قواعد ادبی است و فقط برای بیان مشکلات شهر عزیزمان.

با آرزوی بوکانی آباد..........

                                                         غم مخور........

چون که شهر من شده ویران و ویلان غم مخور               گرکه هرکس هست نالان یا که گریان، غم مخور


کارخانه گر ندارد شهر و بیکاری زیاد                            دود برپا کن میان باغ و بستان، غم مخور

گر اداره می شود شعبه به زعم یک نفر                      یا که می بندد دری را سهل و آسان، غم مخور

گر برای نامه یا کار اداری را براه                                 میکنی رو سوی کنجون یا سرابان، غم مخور

گر که سیلویی کشیده بیست سالی انتظار                  از برای افتتاحش ای کاردان، غم مخور

جاده هامان اگرجان گیرد و غوغا کند                          قدر و شان جان انسان گشته ارزان، غم نخور

بودجه چون گشته کم از سهم ما در طرحها                  کارندان گشته جاش فت و فراوان، غم مخور

گر که دلالی کند غارت گندم شهر ما                          یا که بدحال است حال کشاورزان، غم مخور

چون که خدمت میکند بی سرصدا، او در آنجا                 شهر می گردد به ناگه یک دهستان، غم مخور

گرکه ام.آر.ای ندارد شهر و بهر پرتره ای                       می شوی راهی به سوی هر مکان غم مخور

گر که روستایی برون رفته زشهرم عاقبت                     قومی آید از دیار همسایگان بوکان، غم مخور

آسمان شهر چون گشته بخیل و آب نیست                   از خدا تنها طلب کن برف و باران، غم مخور

پیشرفتی نیست گر در شهر بی سامان ما                   رشد کرده سقز و مهاباد و خوی، غم مخور

شهر غرق اختلاف و نیست حرف اتحاد                          می رود احوال شهرم رو به سامان، غم مخور

از چه هی نق میزنی ای صدای بوکان                          عاقبت روزی شود شهرت گلستان، غم مخور

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 15:47  توسط صدای بوکان  | 

روز خبرنگار در بوکان!!

آگاهی و اطلاع شهروندان از اخبار و مسائل روز منطقه از حقوق مسلم آنان می باشد، مردم به عنوان صاحبان اصلی جامعه، حق دارند تا از چند و چون مسائل و اتفاقاتی که پیرامون آنها در حال رخ دادن است آگاه باشند و چه کسی بهتر از خبرنگار می تواند جامعه را از مسائل و اخبار روز مطلع سازد.

خبرنگاری از مشاغل سخت و پراسترسی به شمار می آید که صرفاً مسائل اقتصادی و معیشتی نمی تواند باعث ورود به این حرفه به حساب آید بلکه خصایصی همچون عشق و علاقه باطنی، دلسوزی و درک مسائل جامعه و میل به کمال در افراد باعث گرایش به این حرفه سخت می باشد!

در پاره ای از موارد شاید چنین به نظر آید که وجود خبرنگار نمی تواند مزایای چندانی برای شهرهای مختلف به همراه داشته باشد اما با دقت در این مسئله به راحتی به این نتیجه می رسیم که شهر و روستاهای زیادی به دلیل نبود خبرنگار سالها با مشکلات ساده و پیش پا افتاده ای روبرو بوده اند که به دلیل عدم پوشش خبری تلاشی هم برای رفع آن صورت نگرفته است.

خوشبختانه شهر بوکان در سالهای اخیر خبرنگاران زیادی را به خود دیده اما نه خبرنگار در قالبی که همگان متصوراند بلکه در قالب وبلاگنویسی که علت عمده ی آن هم نبود رسانه ای مختص شهرستان  است اما با با وضع موجود باید اظهار داشت رسالت خود را در انعکاس اخبار و مشکلات شهر به خوبی ایفا کرده اند، در واقع این وبلاگنویسان کم ادعا و شاید بی ادعا به خوبی مسائل و مشکلات شهر را پوشش داده اند و خوشبختانه چند ماهیست که وبلاگهای منطقه حاشیه ها را کنار گذاشته و با صداقت و اهتمام بیشتری به تشریح و انعکاس مسائل شهر می پردازند که این امر مطمئناً می تواند مزایای مثبتی را در آینده برای شهر به همراه داشته باشد و امیدواریم این روند سالم و صادق کماکان ادامه داشته باشد! که لازم است در اینجا و بدینوسیله نهایت دلخوری و ناراحتی خویش را از اولین نشریه ی رسمی شهرمان(مرزداران)به جهت قرار دادن مطلبی تحت عنوان وبگرد که علنا" توهین به شخصیت وبلاگنویسان بوکان است را اعلام کرده و فقط به ذکر این نکته که آن زمانی که وبلاگنویسان بوکانی برای شهرشان مینوشتند و هیچگونه چشمداشتی نداشتند نگارنده ی این مطلب شاهکار کجا بودند؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 17:37  توسط صدای بوکان  | 

القحط المدیر المدبر و بدور از لابی فی البوکان!!

شاید اگر قرنها پیش مرحوم مولانا فکر می‌کرد که چند قرن بعد جوانکی خام پا در رکاب وی خواهد کرد و در شعرش تغییر و تحولی اعمال کند، هرگز زبان به شعر باز نمی کرد و شعری نمی‌سرود، اما فی‌الحال با کسب اجازه از محضر استاد مولانا، با قدری تحقیق و تفحص اندراحوالات برخی رویدادهای اخیر شهر و با تغییر در شعر معروف مولانا سروده خویش را به مدیران و همه اهالی شهر بوکان تقدیم می کنم!!!

بنمای رُخ که مدیر مدبرام آرزوست

بگشای لب که دلسوزم آرزوست



ای آفتاب نشسته در کنج نهان

بازا که دیدن روی ماهت برایم آرزوست



گویی دوباره آمده یک مدیر نامدبر

خوش آمدی که بودن یک نامدبرم آرزوست



گفتی که قحط‌الرجال شده گویی دیار ما

آری ولی آمدن مدیر بدور از لابی هم آرزوست



فریاد می‌زنم که آیا شده تمام دلسوزانمان

وای ای خدا مدیر مدیر بدور ز لابی ‌ام آرزوست



در دست هر که هست علت و سبب

آوردن یک دلیل قدری موجه‌ام آرزوست



این حال زار شهر ، حرص آور است

من حس و حال چند سال پیشم آرزوست



وبلاگ‌های محلی همه داد می‌زنند

آوردن مدیر خوب از مدبرانم آرزوست



والله که شهر، رو به کدام سو می‌رود

یک لحظه وحدت و انسجامم آرزوست



از پشت‌هم زدن‌های بیخودی دلم گرفت

یک لحظه تفکر در این کردارم آرزوست



جانم مَلول گشت از اختلاف شهر

آن وحدت و طراوت بی‌مثالم آرزوست



زِین خلق پُرشکایتِ طومارنویس

یک لحظه تدبّر در این رفتارم آرزوست



گویا که دگر مرده است تدبیر و عقل

مُهرست بر دهانم و انصافم آرزوست



گفتند یافت می​نشود در شهر یک کاردان

گفتم اگر با لابی آمدست، کاردانم آرزوست



هر چند که ما را متهم کنند به شر

اما سرافرازی مردان میهنم آرزوست




وبلاگ من پراست از غصه های من

دوران بربادرفته مستی‌ام آرزوست



گوشم شنید قصه مردان شهر باد

یک قصه شنیدن ز مرد پرتوانم آرزوست



یک روز این مدیر و یک روز فلان مدیر

آسایش ملت در این میدانم آرزوست



باقی این غزل به صلاح صدای بوکان نیست

گویم فقط که خوشبختی بوکانم آرزوست
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 16:30  توسط صدای بوکان  | 

عزل دو تن از اعضای شورای اسلامی شهر بوکان

بنابر حکم صادره چند ماه قبل از سوی هیات حل اختلاف استان اذربایجانغربی به ریاست استاندار محترم جناب آقای جلال زاده و تائید آن از سوی کمسیون تحقیق و تفحص از شوراهای مجلس شورای اسلامی>دو تن از اعضای شورای شهر بوکان(اقایان علی قادری و مهدی رادمنش) از عضویت در شورای شهر بوکان عزل گشته و طی حکمی دو عضو علی البدل(آقایان صادق مام سیده و منصور شیرزاد)به عنوان اعضای جدید شورای اسلامی شهربوکان منصوب شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 11:12  توسط صدای بوکان  | 

رستم و اسفندیار در اورژانس بیمارستان بوکان!(قسمت اول)

ـ رستم:برانکارد لازم داریم لطفا"!!

ـ اورژانس بوکان:اونطرفی!!

ـ رستم:بببخشید اونطرفی کجاست؟؟

ـ اورژانس بوکان:اونطرف اونطرفه دیگه آقا!!(اشاره فقط با ابروی مبارک!!)

((رستم پس از کلی سرگردانی بلاخره توانست برانکاردی پاره پوره را پیدا کند و با آن رستم را به نزد دکتر کشیک اورژانس ببرد!!))

ـرستم:آقای دکتر دستم به دامنت سهرابم دارد میمیرد!!

ـ دکتر:برگه ی پذیرش لطفا"

ـ رستم:الان میارم خدمتتون!!

((رستم دوان دوان بسمت پذیرش میدود و درمیان سیلس از آدمهای مریض احوال در جسجوی پذیرش و سرانجام پس از مدتی کند و کاو چمشم به گوشه ی تابلوی پذیرش میشود و بسوی آن میدود!!))

مریض اورژانسی:آهای آقا کجا؟؟کجا؟؟!!

 ـرستم:دارم میرم برگه ی پذیرش بگیرم!پسرم داره میمیره!!
ـ مریض اورژانسی:بیا ته صف عزیزم!!تو هنوز فرهنگ شهرنشینی نداری؟؟!!(ئه ری شار خۆشه یان که باب؟؟)

 ـ رستم:باشه چشم!!

((رستم پس از دقایقی جستجو و کندوکاو با چشمانش فقط شاهد افزایش تعداد افراد ایستاده در صف است و خبری از پذیرش نیست!!))

 ـرستم:آقا فکر میکنم اشتباه اومدم!!این پذیرش که پذیرش اورژانسه کجاست؟؟

مریض اورژانسی:براکه م وایستا و کم حرف بزن!!هر وقت اون پنجره باز شد تو حرف بزن!!

ـرستم:چشم.

((رستم دلش طاقت نمی آورد و به سوی اتاق دکتر که سهراب بر روی تخت آن دراز کشیده و از شدت درد به خود میپیچد میدود!!))

 ـرستم:آقای دکتر پسرمو معاینه کردید؟

ـ دکتر:برگه ی پذیرشت کو جانم؟؟

 ـرستم:میارم خدمتتون.شما لطف بفرمائید و این جگر گوشه ی ما رو یه معاینه بفرمائید و بگید چیکار کنیم؟؟

ـ دکتر:برگه ی پذیرش رو بیارید،حتما"!!

 ـرستم:دکتر جان عرض کردم میارم خدمتتون،جان ما این پسرک رو معاینه کن!!

ـ دکتر:نمیشه جانم نمیشه!!بیخودی اصرار نکن،تا برگه ی پذیرش نباشه نمیشه!!!
 ـرستم:یعنی تا این حد؟؟
دکتر:خوب به من چه؟!میخواستی پسرتو خوب تربیت کنی تا چاقوکشی نکنه!!این همونی نیست که فلکه ی فرمانداری رو گرفته بود و میگفت:(داده ی نادر چۆکیکی لیده) ،نیست؟؟!!

 ـرستم:دکتر جان پسر من و چاقوکشی؟؟سهراب در جنگ با تورانی و دفاع از ایران به این روز افتاده!!

ـ دکتر:آره جون خودت الان باور میکنم!!

ـرستم:به جان سهرابم راست میگم!!اصلا" اگه باور نمیکنید از حکیم ابوالقاسم فردوسی بپرسید،اون رو که قبول داری؟؟اون شاهد همه ی ماجراست!
ـ دکتر:آقا من باید برم،شیفتم تموم شده!!

ادامه دارد............

 

صدای بوکان:قسمت دوم و پایانی این داستان در روزهای آینده.......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 1:26  توسط صدای بوکان  | 

گزارشی از مراسم اختتامیه ی اولین جشنواره ی تئاتر تجربی بوکان

این جشنواره با حضور بیش از 150 هنرمند تئاتری از استان­های کُردستان و آذربایجان غربی در قالب 8 گروه نمایشی در روزهای هجدهم تا بیستم اسفند ماه در تالار فرهنگسرای سیمرغ بوکان و سالن آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی و هنری بوکان برگزار ­شد.

 

برگزیدگان نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان با داوری دکتر «قطب­­الدین صادقی» ، «شهرام کرمی» و «رحیم عبدالرحیم­زاده»،در مراسم اختتامیه معرفی شدند.
در مراسم اختتامیه این جشنواره، برترین­های بخش­های مختلف با اهدای لوح تقدیر و دیپلم افتخار مورد تقدیر قرار گرفتند و همچنین نمایش «475مین روز» به نویسندگی حمیدرضا نعیمی و کارگردانی فاتح بادپروا از شهرستان مریوان استان­ کُردستان به عنوان برگزیده جشنواره جهت اجرای عمومی در شهرستان و یکی از سالن­های تئاتر تهران معرفی شد.
امسال از بین 40 اثر نمایشی ارسال شده به دبیرخانه نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان که توسط هیئت بازخوانی متن­ها مورد ارزیابی و داوری قرار گرفته بود، تعداد 26 اثر پس از بازخوانی متن­های نمایشی در بخش صحنه­ای مورد تأیید قرار گرفته و وارد مرحله بازبینی شدند. در مرحله بازبینی نیز تعداد 8 نمایش به عنوان آثار برتر برای شرکت در بخش اصلی مسابقه که مرحله نهایی این جشنواره بود، انتخاب شدند.
در آیین پایانی این جشنواره پس از قرائت بیانیه هیئت داوران توسط «شهرام کرمی» اعضای هیئت داوران بخش مسابقه نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان متشکل از دکتر «قطب­­الدین صادقی» ، «شهرام کرمی» و «رحیم عبدالرحیم­زاده»، در پایان ضمن تقدیر از کلیه هنرمندان شرکت­کننده و دست­اندرکاران، آراء خود را با توجه به قیاس گروه­های حاضر در جشنواره در بخش­های مختلف به شرح زیر اعلام کردند و برای اولین بار در سطح منطقه برای اعلام آرای هر بخش، یکی از هنرمندان و یا مسئولان حاضر در مراسم به روی صحنه فرا خوانده می­شد.
بخش بروشور:
ـ جایزه این بخش شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «ئاسو مام­زاده» طراح بروشور نمایش «کلاس سوخته» از شهرستان بوکان اهدا شد.
طراحی نور:
ـ جایزه این بخش شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «مختار محمدی» طراح نور نمایش «فرکانس» از شهرستان مریوان اهدا شد.
طراحی لباس:
ـ جایزه این بخش شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «فاتح بادپروا» طراح لباس نمایش
«475مین روز» از شهرستان مریوان اهدا شد.
بخش موسیقی:
ـ جایزه این بخش شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «شاهین حسنی» برای انتخاب موسیقی نمایش «کلاس سوخته» از شهرستان بوکان اهدا شد.
طراحی صحنه:
ـ جایزه این بخش شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «حسن ترقی» طراح صحنه نمایش «حیاط خلوت» از شهرستان سنندج اهدا شد.
نمایش­نامه­نویسی:      
در این بخش بر اساس نظر هیئت داوران به دلیل اهمیت نمایش­نامه­های بومی نمایش­نامه «475مین روز» نوشته آقای حمیدرضا نعیمی از شهرستان مریوان مورد ارزیابی قرار نگرفت.
ـ جایزه سوم شامل لوح تقدیر و مبلغ هفتصد و پنجاه هزار ریال به آقای  «انور سبزی»  نویسنده نمایش­نامه «کلاس سوخته» از شهرستان بوکان اهدا شد.
ـ جایزه دوم شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای  «مختار محمدی» نویسنده نمایش­نامه  «فرکانس» از شهرستان مریوان اهدا شد.
ـ جایزه اول شامل دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال به آقای «حسن ترقی» نویسنده نمایش­نامه «حیاط خلوت» از شهرستان سنندج اهدا شد.
بازیگری کودک و نوجوان:
ـ لوح تقدیر و مبلغ پانصد هزار ریال به خانم «صنم قهرمانی» در نمایش «کلاس سوخته» از شهرستان بوکان اهدا شد.
ـ لوح تقدیر و مبلغ پانصد هزار ریال به آقای «کومار گل­محمدی» در نمایش «کلاس سوخته» از شهرستان بوکان اهدا شد.
ـ لوح تقدیر و مبلغ پانصد هزار ریال به خانم «سارا ترقی» در نمایش حیاط خلوت از شهرستان سنندج اهدا شد.
ـ همچنین برای هر کدام از این سه بازیگر از سوی فرمانداری شهرستان بوکان مبلغ پانصد هزار ریال جایزه اهدا گردید.
بازیگری زن:
در بخش بازیگری زن هیئت دواران از ارزیابی بازی خانم «ایران احمدپور» بازیگر نمایش «کلاس سوخته» به دلیل وابستگی ایشان به یکی از اعضای هیئت داوران این دوره جشنواره خودداری نموده و لازم دانست که از حضور ایشان تقدیر نماید.
ـ جایزه سوم شامل لوح تقدیر و مبلغ هفتصد و پنجاه هزار ریال به خانم «سارینا ترقی» در نمایش «حیاط خلوت» از شهرستان سنندج اهدا شد.
ـ جایزه دوم شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به خانم «کژال راست­بین» برای هر دو نمایش 475مین روز و فرکانس از شهرستان مریوان اهدا شد.
ـ جایزه اول شامل دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال به خانم «تریفه کریمیان» در نمایش «اپرایی در طبقه 1 یا 1014 یک تیمارستان» از شهرستان سقز اهدا شد.
بازیگری مرد:
ـ جایزه سوم شامل لوح تقدیر و مبلغ هفتصد و پنجاه هزار ریال به آقای «جمیل منصوری»  بازیگر نمایش «اپرایی در طبقه 1 یا 1014 یک تیمارستان» از شهرستان سقز اهدا شد.
ـ جایزه دوم شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای  «هیوا منوچهری» بازیگر نمایش «475مین روز» از شهرستان مریوان اهدا شد.
ـ جایزه اول شامل دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال به آقای «نشوان نادری» بازیگر نمایش «475مین روز» از شهرستان مریوان اهدا شد.
بخش کارگردانی:
ـ جایزه سوم شامل لوح تقدیر و مبلغ هفتصد و پنجاه هزار ریال به آقای «حسن ترقی» کارگردان نمایش «حیاط خلوت» از شهرستان سنندج اهدا شد.
ـ جایزه دوم شامل لوح تقدیر و مبلغ یک میلیون ریال به آقای «کمال پرناک» کارگردان نمایش «مردی که سگ» شد از شهرستان بوکان اهدا شد.
ـ جایزه اول شامل دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال به آقای «فاتح بادپروا» کارگردان نمایش «475مین روز» از شهرستان مریوان اهدا شد.
نمایش برگزیده:
هیئت دوران با ارزیابی نمایش­های نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان نمایش «475مین روز» به کارگردانی آقای «فاتح بادپروا» از شهرستان مریوان را جهت اجرای عمومی در شهرستان و یکی از سالن­های تئاتر تهران معرفی ­نمود.
در مراسم اختتامیه نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان که هنرمند «اسعد آسیابان» مجری برنامه بود، حاج «حسن عباسی» فرماندار شهرستان بوکان, «حسن­زاده» مسئول امور هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی، «رضا عباسی» رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بوکان و دبیر جشنواره, مهندس «رسول معروفی» شهردار بوکان، سید »محسن حسینی» رئیس شورای اسلامی شهر بوکان، «ناصر امیری» رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان میاندوآب، «آرش ناصری» مسئول امور فرهنگی، هنری و ورزشی شورای اسلامی شهر بوکان، اعضای شورای اسلامی شهر بوکان، مسئولین محلی, روشنفکران، شخصیت­های فرهنگی و هنری منطقه و شمار زیادی از علاقه­مندان هنر نمایش حضور داشتند.
در ابتدای این مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید، حاج «حسن عباسی» فرماندار شهرستان بوکان و «رضا عباسی» رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بوکان و دبیر جشنواره به سخنرانی پرداختند.
در بخش دیگری از مراسم فیلمی کوتاه و تیزری به کارگردانی «بهروز اسراری» در خصوص نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان به نمایش درآمده و سپس گروه موسیقی جامعه باربد و نکیسا از شهرستان بوکان با صدای «ایوب نوبخت» و تار «بهنام خلیلی» و تنبک «نادر بالف» به اجرای موسیقی اصیل ایرانی و آواز و تصنیف در دستگاه نوا پرداخت.
در ادامه مراسم گروه هه­لپه­رکی کُردی «دیلان» به سرپرستی «علی جهانی» چندین نمونه از رقص­های منطقه موکریان را اجرا نمود که مورد توجه حاضران قرار گرفت. همچنین در مراسم اختتامیه از تلاش­های اعضای ستاد اجرایی و برگزارکنندگان و دست­اندرکاران جشنواره با اهدای لوح تقدیر تشکر و قدردانی به عمل آمد.
نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان با حضور بیش از 150 هنرمند تئاتری از استان­های کُردستان و آذربایجان غربی در قالب 8 گروه نمایشی در روزهای هجدهم تا بیستم اسفند ماه جاری در تالار فرهنگسرای سیمرغ بوکان و سالن آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی و هنری بوکان برگزار ­شد که با استقبال پرشور مردم و علاقه­مندان هنر نمایش همراه بود.
در طول روزهای برگزاری این جشنواره 8 نمایش به روی صحنه رفت و پس از پایان اجرای هر نمایش نیز جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردان و عوامل نمایش و «افشین ناصری» دبیر اجرایی و ناظر فنی آثار جشنواره و هنرمندان حاضر در جشنواره برپا می­شد.
همچنین در ادامه برنامه­های این جشنواره کارگاه آموزشی تخصصی با عنوان «تئاتر تجربی» توسط دکتر «قطب­­الدین صادقی» دکترای هنرهای نمایشی از سوربن فرانسه، نمایش­نامه­نویس، کارگردان، پژوهشگر و مدرس تئاتر، در تالار اصلی فرهنگسرای سیمرغ بوکان برگزار شد.
 
ستاد اطلاع­رسانی نخستین دوره جشنواره منطقه­ای تئاتر تجربی بوکان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:25  توسط صدای بوکان  | 

گزارش صدای بوکان از کنسرت ارکستر فیلارمونیک موکریان در بوکان

کنسرت ارکستر فیلارمونیک موکریان در شبهای ۶،۶ و ۷ اسفند در محل سالن مجتمع فرهنگی و هنری سیمرغ بوکان اجرا شد.

این کنسرت را "کاوه فقیه زاده " با ارایه آثاری از هنرمندان پرآوازه ای چون چون حسن زیرک، محمد ماملی، سیدعلی اصغر کردستانی‎ ، مظهر خالقی و قطعات کلاسیک و موسیقی فولکلوریک کردی رهبری کرد.

خوانندگی این گروه را مسعود یاره، کنسرمایستر آنرا کیوان توسلی و بیت خوان آن را نیز شورش محمودی برعهده دارند.لازم بذکر است که 35 نفر از هنرمندان شهرهای بوکان،تبریز،مهاباد ،پیرانشهر و اشنویه در این ارکستر حضور دارند.

از اعضای سرشناس این ارکستر میتوان به استاد عثمان محمدی(عوسمانه سوور) نوازنده ی دوزله و نرمه نی،استاد سعیدگوگردچی نوازنده ی ویلنسل و استاد هاشم رشادت نوازنده ی ساز کمانچه اشاره کرد.

پی نوشت صدای بوکان:

تشکیل ارکستری اینچنینی و فعالیتشتان در واقع معرف ونشان دهنده ی اوج غنای هنری و بروز استعدادهای خاص منطقه در مقاطع مختلف سنی است.بطوریکه اعضای این گروه را میتوان به بخشهای مختلف سنی تقسیم کرد که شامل رده ی سنی ۱۷-۱۸ سال تا ۷۰ سال است.بنده شخصا" به حضور و کسترش این گروه در سطح منطقه و گسترش سطح فعالیت در سطح کلان بسیار امیدوارم و معتقدم با حمایتهای بیش از پیش میتوان شاهد این مهم که چیزی جز نشان دادن فرهنگ و هنر فولکلور کردی به جهانیان است،رسید.به امید آن روز............ 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 14:55  توسط صدای بوکان  | 

فرهنگ شهرنشینی را بهتر بیاموزیم...؟!

فرهنگ در هر نوع از جامعه، نشان‌دهنده شخصیت، هویت، رفتار و کردار، آداب و رفتار و مجموعه اخلاقیات و … اهالی آن است که در لوای اجرا و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در قانون، نمود پیدا می‌کند.

فرهنگ شهرنشینی، از جمله فرهنگ‌های کهن است و زمانی که جوامع بدوی وارد مراحل نوین شدند، قوانین و هنجار‌های جدیدی را شکل دادند که از این بین، مهم‌ترین این تغییرات پذیرش نظم بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد، برای این‌که افراد جامعه به طور منطقی و قانونمند زندگی کنند و به دنبال آن، قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل گرفت و به تدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها، قوانین، مناسبات اجتماعی، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و.. نیز به وجود آمد و افرادی که از این قوانین سرپیچی می‌کردند، از سوی مراجع قانونی، تعقیب و مجازات شدند. با توجه به آن‌چه در صدر این نوشته آمد، نگاهی به چگونگی فرهنگ شهر‌نشینی در کشور خودمان، به ویژه بوکان می‌اندازیم که آیا از فرهنگ شهرنشینی مد نظر کارشناسان و جامعه‌شناسان برخوردار هستیم یا نه؟! اگر منصفانه و با دیدی نقادانه به وضعیت موجود در شهرمان بنگریم، خواهیم دید که با فرهنگ صحیح و اصیل شهرنشینی فاصله داریم، چرا که روزانه و در امور مختلف روزمره، به ویژه امور اجتماعی، نابسامانی و ناهنجاری و اعمال به دور از فرهنگ شهرنشینی را شاهدیم. پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودروها به داخل خیابان و ریختن زباله ، کنار خیابان و ته مانده غذا  به رودخانه سیمینه (که مصیبت‌ها و هزینه‌های گزاف بعدی را در پی دارد)،رد وبدل شدن حرف‌های رکیک و غیراخلاقی، مزه‌پرانی و خنک‌بازی در محافل عمومی و خیابانها از سوی جوانان و ورود انواع و اقسام مدلها و طرحهای لباس و موی سر که در شأن یک جوان ایرانی و کرد به خصوص کسی که در بوکان زندگی می کند نیست!

پاره کردن روکش صندلی اتوبوسها،جیغ و داد کردن دراتوبوس(این صحنه رو میتونید ظهرها و عصرها هنگامی که اتوبوسهای حامل دانش آموزان!!که از مرکز شهر رد میشود،شاهد باشید)، نوشتن یادگاری روی صندلیهای آن،قرار دادن زباله ها در مقابل خانه همسایه و یا درست کردن تپه‌ای از زباله در سر کوچه و کشاندن گربه‌ها به آنجا و سر و صدای فردا صبح همسایه‌های وظیفه‌شناس و بقیه داستان.....، عبور و مرور بدون توجه به علایم، خط کشی ها و پل عابر پیاده از خیابان‌ها و بلوار‌ها(نمونه ی بارز این مورد هم همه روزه عصرها و حوالی پل هوایی میدان فرمانداری!! می توان دید)، خسارت زدن به بیت‌المال و اموال عمومی ـ سطل های زباله و چراغهایی رفوژ بلوارها(از این شاهکار هم میتوان در رفوژ وسط بلوار کردستان دیدن کرد میتوان گفت که نشان از عقده‌های فروخفته در عده ی........از آدمهاست((جای خالی با خودتان))،پاره کردن بنرهای تبلیغاتی و اطلاعیه ها و.....ده‌ها و صدها رفتار و کردار غیر اجتماعی که هر روزه از سوی برخی از شهروندان سر می‌زند و ذکر آن در این مقاله نمی‌گنجد، مواردی هستند که به وضوح، آنها را می‌بینیم. می‌توان گفت، مواردی که گفته شد، تنها بخش کوچکی از رفتار و کردارهای نابهنجار و غیر‌اجتماعی است که همه روزه در شهرمان با آن مواجهیم، حتی اگر کسی بخواهد آداب، رسوم و قوانین زندگی شهری و شهرنشینی را رعایت کند، با ناسزا‌ها و متلک گویی‌های فراوان (کدوم قانون؟!کدوم نظم؟!آخر نظمی!!بابا با کلاس!!!و..…) رو‌به‌رو می‌شود.

به عبارت دیگر، آنهایی که مسئولیت‌پذیر‌ترند، بیشتر در معرض خطر و آسیب و دادن هزینه قرار می‌گیرند و در نتیجه، به سوی قانون گریزی حرکت می‌کنند، به گونه‌ای که فرار از قانون و ستیز با نظم و انضباط به یک ارزش و هنجار و رعایت اصول و آداب شهر نشینی، به امری ضد ارزش و نابهنجار تبدیل شده و بی‌مسئولیتی اجتماعی رواج می‌یابد و در توجیه این عمل همین بس که بگوییم، چه کسی درست عمل می‌کند که ما عمل کنیم،بزرگ‌ترها و … بدترند. با این تفاصیل و شرحی که گذشت، به راستی چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی به ویژه در شهر علم،ادب،هنر و فرهنگ کردی این گونه قانون‌گریزی و نظم ستیزی را سر لوحه کار خود قرار داده‌اند؟!

شاید در این زمینه مقصر صددرصد مردم و شهروندان نباشند. جامعه‌شناسان ما از این‌که مسئولین شهری و فرهنگی در طول سال‌های گذشته به هنجارها و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی، کمتر پرداخته و اهمیت داده‌اند، انتقاد می‌کنند و معتقدند، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و دستگاه‌های اداره کننده، لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند و بهنجار است. به گفته جامعه شناسان، زندگی کنونی که بیشتر از نوع شهری است، نیاز به قوانین و ارتباطات خاصی دارد که هر گونه قصور، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین، موجب بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و … می‌شود و از فردی به فرد دیگر، خانواده و همکاران در سطوح اداری انتقال می‌یابد. آنان معتقدند، باید به شهروندان در جامعه، قوانین مربوط به شهرنشینی، یادآوری و آموزش داده و در برابر هر قانون یا ضابطه‌ای، ضمانت اجرایی لازم فراهم شود و در شرایطی که لازم شد، افراد متخلف مجازات شوند. باید بدانیم که اگر قوانین مربوط به شهروندان در جامعه ما ایران؛ یعنی احترام به حقوق دیگران، وقت شناسی، عدم ایجاد مزاحمت در موضوعات مختلف برای دیگران، حفظ محیط زیست و پیشگیری از هر گونه آلودگی، ایجاد فضا و محله‌ای سالم، چرا که محله سالم جزیی از زندگی است، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی، برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و تعامل مثبت با آنها و دستگاه‌های اداره کننده، احساس مسئولیت نسبت به محیط زندگی، انجام وظایف قانونی، کمک به حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزانه و مناسبات اداری، ارزش و وظیفه دانستن حفظ و نگهداری شهر و ….مد نظر قرار گرفته و رعایت شود، با توجه به تعدد خرده فرهنگها و به نوعی تعدد فرهنگهای متفاوت در شهری بسیار بسیار بسیار و باز هم بسیار مهاجرپذیر چون بوکان که بافت پیچیده‌ای در آن بوجود آمده و زندگی در آنها بدون رعایت قوانین و آداب و رسوم شهرنشینی و ساکنان اصلی آن شهر ممکن نیست، باعث تقویت اساس قوانین شهروندی و فرهنگ شهر نشینی شده و از بسیاری هزینه‌های گزاف که مسبب آن، ناهنجاری‌ها و ناملایمات اجتماعی است، جلوگیری خواهد کرد و این مهم، توجه ویژه دولت و نهادهای مسئول را طلب می‌کند تا با ایجاد قوانین مدون و استفاده از نظرات ارزشمند جامعه‌شناسان و کارشناسان،جامعه، شهر و شهروندانی قانونمند را به ارمغان آورند و شاهد شهر و شهروندانی سالم به دور از ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی، که شایسته ماست، باشیم، چرا که مشخصه اصلی و مثبت هویت تاریخی ما فرهنگ شهرنشینی چند هزارساله است که آن را میتوان در آثار باستانی محوطه قلایچی پیدا کرد.

به امید آن روز.....................

کوشا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 22:50  توسط صدای بوکان  | 

دزی شاv

زه مانی زوو، له شارێكی گه وره وه ك مه هاباد، بۆکان و سنه دزێكی فره گه وره ی لێ بوو. ئه و دزه عاله می وه زاڵه هێنابوو شتی له عاله م ده دزی و ره حمی به هیچ كه س نه ده كرد! شه وانه وه ختی نووستنی خه ڵكی وه سه ر ده رك و دیواری مالاَن ده كه وت و ده چووه حه سار و ژوورێ و هه رچی وه به رده ستی بهاتایه له گه ڵ خۆی ده یبرد!
شه وی وابوو تلویزێون، فه رش، یه خچاڵ، پاره ... هه تا شه وێكی كه خه ریك بوو وه سه ر دیواری ماڵێك ده كه وت، له سه ر دیواره كه وه ژنێكی بینی كه خه ریك بوو له حه سارێ چێشتی بۆ مناڵه كانی لێده نا، مناڵه كانیش زوو زوو ده یانكوت: دایه گیان ساز نه بوو؟ زۆرمان برسیه، زگمان قۆڕه ی لێوه دێ....
به لاَم نێو قابڵه مه كه كه ژنه كه خه ریك بوو به كه وچكێك ده یشێواند و له سه ر ئاوره كه ی دانابوو هیچی تێدا نه بوو بێجگه له و ئاوه كه خه ریك بوو قووڵته قووڵت ده كولاَ، به روونی ده بینرا كه ئه و ماڵه زۆر هه ژارن و هیچیان بۆ خواردن نییه.
دزه كه زۆر په شیمان بوو له و كاره ی، له سه ر دیواره كه هاته خوارێ و چووه وه بۆ ماڵێ.
كاتێ كه له ماڵێ راكشابوو هه ر له بیری ئه و مندالاَنه دابوو كه چۆن داوای چێشتیان ده كرد.
هه ستا چاوی له یه خچاڵه كه كرد كه شه وی پێشوو دزی بووی، پڕ پڕ بوو له گۆشت و شتی دی. ته واوی گۆشته كه ی هه ڵگرت و بردی بۆ ئه و ماڵه، ك اتێ به دیواره كه دا چووه سه رێ و دیتی ژنه كه له سووچێكه وه خه ریكه ده گری و منداڵه كان هه روا داوای چێشت ده كه ن... به هێمنی چووه خوارێ و چووه سه ر قابله مه كه و ته واوی گۆشته كه ی تێ كرد و دووایه رۆیشته گۆشه یه ك و له بن دیواره كه خۆی حه شار دا.
ژنه كه كاتێ هاته لای قابله مه كه و چاوی به گۆشت كه وت له خۆشیان زۆر خه نی بوو، زۆری كوت: خودایه گیان سپاس كه رسقی ئه و مندالاَنه ت گه یاند ده نا تابه یانی برسی ده مانه وه.

ئیتر له وه به دواوه دزه كه ش تۆبه ی كرد كه قه ت دزی نه كات و ئه وه ی له خه ڵكی ئه و شاره ی دزیوه بۆیان به رێته وه و گه ردن ئازایی یان لێ بكاو ببێ به پیاوێكی راست و دروستكار.

وه رگیراو له حه وتو نامه ی سیروان.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 22:47  توسط صدای بوکان  | 

مشکلات ترافیکی بوکان!!

با گسترش روز افزون جمعیت و محدوده  شهری بوکان، افزایش تعداد مسافرتهای شهری ، پیشرفت تکنولوژی و ارزان شدن قیمت خودرو و بالارفتن درآمد خانواده سبب شده تعداد خودروها در شهرها افزایش قابل توجه ای داشته باشد که این امر باعث ایجاد ترافیک و همچین کمبود بسیار بسیار شدید محل پارک خودرو شده است. حل مسئله ترافیک به برنامه‌ریزی‌های درازمدت و کوتاه مدت مختلفی از جمله کاهش سفرهای شهری ، طراحی سیستم حمل و نقل عمومی فراگیر و غیره نیازمند است که این خود بحثی جدا و در بحث مسایل کلان شهرسازی جای دارد که تامین فضای پارکینگ خودرو در شهر، خارج از بحث ترافیک یکی از نیازهای ضروری است.(برنامه ی دراز مدت و کلان اونم اینجا؟؟!!!)

این امر باعث ازدحام خودروها در حاشیه خیابان ‌ها و کوچه‌ها شده است که این ازدحام را میتوان در مسیر خیابان انقلاب،خیابان شهید بهشتی،بلوار کردستان و خیابانها و حتی کوچه های منتهی به آن مشاهده کرد.

مشکلات ترافیکی بوکان زیاد است اما باید به نکات ذیل توجه کرد :

۱.علیرغم اینکه پیش بینی میشد که طرح پارکبان بتواند باعث ایجاد فضای خالی و در اصل تامین جای پارک برای همشهریان و توزیع عادلانه ی جای پارک در خیابانهای پر ازدحام شهر باشد اما متاسفانه شاهدیم که کل جاهای پارک در محل های تعیین شده در طول زمان اوج ازدحام  کلا" توسط مغازه داران محترم و با گفتن جمله ی مشهور:پولشو میدیم(پوله که ی ده ده ین)!!! به اشغال در آمده و در پایان هر روز با پس دادن برگهای جریمه به همراه مبلغ درج شده در آن ضمن نثار چندین فحش آب و تابدار به تمامی مسئولین بانی این طرح و گاها" دعوا و نزاع آنچنانی با آن مامور مظلوم پارکبان زحمتکش سوار بر ماشینهایشان و ویژژژژژژژژژ گویان و شادمانه به سوی خانه هایشان میروند.(یکی از دوستان میگفت یکی از این پارکبانهای عزیز آنچنان کتکی خورده بو که پس از طرح شکایت از ضارب و........... موفق به دریافت ۱۰ میلیون تومان بعنوان دیه برای همیشه رخ ماه پارکبانی را بوسید و برای خود یک مغازه بنا نهاد!!!)

پس بشتابید بشتابید!!!
برای کسب در آمد غیرقابل پیش بینی با حداقل خطرات به شغل پارکبانی روی بیاورید!!!!!

 

۲.سرمایه داران و سرمایه گذاران شهرمان  که ماشاا... به همان فرهنگ چشم و هم چشمی(چاو لی که ری خودموون)مبتلا هستند و کافی ست تا یک کار نو شروع شود که متاسفانه این کار دقیقا" مصادف است با شکست و نابودی سرمایه گذار در این کار زیرا دیگر سرمایه داران آنقدر به تقلید از وی میپردازند که.............(مال ویرانی ده که ن!!!!)

نمونه ی این را نیز میتوان در تالار سازی و یا ساخت مجتمع های تجاری دید اما واقعا" باید به فکر ساخت چندین پارکینگ در نقاط پر رفت آمد سطح شهر بود و البته فرقی هم نمیکند اینکار توسط بخش خصوصی باشد یا توسط نهادهای دولتی زیرا تامین پارکینگ در بافت ‌های شهری موجود ما اکثرا" از دغدغه ‌های طراحان شهری نبوده است و اکثر فضاهایی پیش بینی شده در طرح های جامع یا تغییر کاربری داده و یا واگذار شده‌اند.در ساختمانهای مسکونی وضع آشفته تر بوده و با توجه به هزینه ‌های تامین پارکینگ و گرانی نرخ زمین و استفاده از فضای پارکینگ برای کاربری های دیگر تمامی سازنده ‌ها به طوری از ساخت آن طفره رفته و نهایتا" بدلیل عدم تامین پارکینگ جریمه شده و پايان كار گرفته‌اند. امروزه با ورود حجم بالایی از خودروها به بوکان که طبق اخرین بررسی ها نشان می دهد بعد از ارومیه شهرستان بوکان دارای بیشترین تعداد خودرو در بین سایر شهای استان است، سرانه خودرو از یک دستگاه به ازای هر واحد مسکونی یه دو یا سه دستگاه در حال افزایش است که بیشتر علت ان را هم باز به حقیقت میتوان در فرهنگ چشم و هم چشم یافت کرد(چاو لی که ری!!!!)

۳.خیابان انقلاب بوکان هم ماشاا... جای سوزن انداختن نیست و در حال تبدیل شدن از یک گذر ماشین رو به پیاده رو است!!!!و تعریض این خیابان هم که ................

برای مثال چه کسی میتواند "قلعه ی سردار"یا"حوضه گه وره" را تعریض کند؟؟

۴.نبود کمربندی و کنارگذر واقعا" معضل دیگری است که باید به ان اشاره نمود.

در خیابان در حال قدم زدن یا هر کار دیگری هستی که ناگهان یک ماشین ۱۸چرخ با ۲-۳۰۰۰ تا سرعت میخواد در نقش مثلث برمودا برای همشهرینمان ظاهر شود!! که اینجاست باید فرمود حسن خطرناکه حسن!!!!

۵.نبود فرهنگ ترافیکی همشهریان محترم و مشکلات حاصله!!باور کنید انقدر مثال زیاد داریم که نمیخوام اصلا" مثالی بزنم!!

۶.سه چرخه(سی تیگه ری) باور کنید این خودروی ساخت بوکان و به اصطلاح زائده ی فکر ظریف و طراحی های خاص مهندسان و طراحان فارغ التحصیل ............... است که به واقع یک پارچه آهن(کوله ئاسن)است و دارای مزیت هایی چون:چست و چابک-ره ق وته ق-دارای دو مدل شاسی کوتاه و بلند-همراه با تابلوی مشهور"ئاخ بو تیگه ریکی دیکه"-لازم بذکر است این وسیله ی با حال و کاملا" اسپورت بدون ترمز و سرخود است!!!!!و به معنای واقعی کلمه خودرو است!!

                                 

                                                       "یک سه چرخه از نمای پشت"

(اگه زمانی خواستید حتی یک خر را هم متوقف سازید با یک هُش گفتن یا نهایتا" نثار چند لگد "پی لاقه" میتوانید بر مشکل حاصله فایق شوید اما این وسیله ی کاملا عجیب و استراتژیک فقط با صدای شق و تق و درآوردن پدر صاحب ماشینهای دیگر و داغون کردن خود ماشینها از پای می ایستد!!

باید عرض کنم این خودرو!!!سیستم ایموبلایزر(ضد سرقت)است زیرا فقط با گریسهای مخصوص به خود روشن میشود!!همچنین باید یادآور شوم موتور این محصول توانای خارج کردن آب را از چاههای عمیق را دارد!!

(روزی در میدان فرمانداری شاهد تصادف یکی از این وسیله های خارق العاده بودم که پس از حضور افسر راهنمایی و رانندگی و اعلام راننده ی سه چرخه به عنوان مقصر مامور راهنمایی و رانندگی ذرخواست سویچ سه چرخه را از راننده کرد که آن راننده ی محترم در جا نسبت به تحویل ۷۵ سانتی متر گریس اعلاء "خریداری شده از خیابان کهنه ی بوکان" را تحویل مامور داد که تا ۱ ساعت بعد شیوه ی روشن شدن وسیله را به آن مامور بدبخت یاد دادند و او داشت از تعجب شاخ که چه عرض کنم درخت در می آورد!!!)

۳افی چی؟؟شله خه جه ی چی؟؟تویوتا لاملی چی؟گاجوتی مام حه ولا چی؟؟فه تعد شیوه ی روشن شدن وسیله را به وه ق و فه ته ق سی تیگه ری کول نه ده ر!!!"

۷.تا اینجا بسه دیگه!!!

۸.اگه خواستید شما بگید تا من بنویسیم.

پی نوشت(صرفا" جهت حالگیری):

در کل تمامی این مشکلات را مربوط به نماینده مردم در مجلس-فرماندار-بخشدار-شهردار-شوراهای شهر-راهنمایی رانندگی و کلیه ی مسئولین فعال!! شهر میدانم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                         

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 14:38  توسط صدای بوکان  |