X
تبلیغات
صدای بوکان - روابط عاشقانه در کوچه پس کوچه های شهر

صدای بوکان

روابط عاشقانه در کوچه پس کوچه های شهر

 همه جوان ها می گویم با دوست بازی سرنوشت خود را نابود نکنند...

حرف پدر و مادر را گوش کنند...

دوستی های اینترنتی آخر و عاقبت ندارد و...

این کلمات تکراری و به اصطلاح زیبا!!، توصیه هایی است که عده ای از جوانان سرخورده و یا بعضاً بزهکار پس از آن که میوه ممنوعه را چیده و به دام پلیس افتاده اند و یا این که مصیبتی بر سر آن ها رفته است، در مقابل دوربین های صداوسیما می نشینند و به طور کلیشه ای جوانان هم سن و سال خود را نصیحت می کنند.
البته این تصویرسازی از ناهنجاری های اجتماعی سال هاست که یکی از سیاست های صداوسیما در مصون سازی جامعه به ویژه جوانان است، اما به نظر می رسد این گونه برنامه سازی ها و نشان دادن تصاویری از جوانانی که بنا به دلایل متعدد پا روی هنجارهای اجتماعی و قوانین گذاشته اند، تاثیرات آن چنان مثبتی در کاهش میزان ناهنجاری های اجتماعی نداشته است.

اما نکته در این است که پخش چنین برنامه هایی می تواند چه تاثیری در جهت اهداف سازندگان آن که بدون شک خیر است داشته باشد؟

برداشت مهمی که می شود با نگاهی به برنامه های این چنینی سیما داشت، شکاف عمیق توصیه های ارایه شده از سوی این برنامه ها با واقعیات اجتماعی و غرایض انسانی به ویژه با خواسته های غریضی دوران جوانی است چرا که پیام اصلی این گونه برنامه ها نفی موضوع ارتباط دختر و پسر در سطح اجتماع است.

این توصیه طبیعتاً با واقعیت های جامعه کنونی ما فاصله دارد. به عبارت بهتر در حالی که در جامعه امروز ما، زنان بیش از 60 درصد ظرفیت دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند و در سطوح مختلف اجتماع حضور دارند، سخن گفتن از  نداشتن رابطه دو جنس مخالف با یک دیگر نمی تواند چندان محل بحث باشد.

از این رو است که هنگامی که چنین برنامه هایی با تم هایی پر رنگ از نفی ارتباط زن و مرد پخش می شود به جز تشدید احساس اجتماع هراسی و دیگر هراسی نقش دیگری در جهت بهبود تعاملات اجتماعی بازی نمی کند.
به بیانی دیگر، پیام این گونه توصیه ها این است که :

چون از ارتباط دختر و پسر آفات بزرگی بر می خیزد باید از این گونه ارتباط ها اجتناب کرد.

این توصیه مانند آن است که گفته شود اگر به خیابان برویم ممکن است تصادف کنیم پس  به خیابان نرویم.

در حالی که ارایه چنین توصیه ای نه ممکن است و نه مفید و بهتر است به جای چنین توصیه هایی به مردم نحوه عبور و تردد صحیح در خیابان ها و معابر اصلی شهر توضیح داده شود.

در اجتماعی که انسان ها جدای از جنسیت مجبور یا موظف به حضور اجتماعی اند چگونه می توان با خط بطلان کشیدن روی موضوعی غیر قابل اجتناب، همگان را به نفی ارتباط رهنمون شد و پنداشت که با چنین توصیه های حکیمانه و پدرانه ای موضوع حل و فصل می شود؟!

و آیا یکی از دلایل بالا رفتن آمار بزهکاری های اجتماعی در حوزه روابط زن و مرد در جامعه این نیست که چون ما نتوانسته ایم عملا به جز نفی کلی موضوع رابطه زن ومرد  فرمولی قابل قبول برای یک اجتماع قرن بیست و یکمی ارایه دهیم، جوانان ما به هنگامی که بنا به هر دلیلی با یک دیگر ارتباط برقرار می کنند، آسیب پذیر هستند؟

شاید یکی از دلایل عمده بروز آسیب ها (به ویژه آسیب پذیری زنان و دختران) در روابط اجتماعی این باشد که نه خانواده های ما و نه نظام آموزشی ما نتواسته اند نحوه تعامل صحیح دو جنس مخالف در سطح اجتماع را در وجود نسل های جدید نهادینه کنند و فقط تا توانسته اند دایره ممنوعیات را برای نسل جدید توضیح داده اند.

واقعیت این است که در جامعه امروزین ایران، مردان و زنان و دختران و پسران، در کنار یک دیگر به کار و فعالیت و تحصیل مشغول اند و فرمول جداسازی، چیزی جز یک شوخی نیست.


با این حال، آن چه بی پاسخ مانده، این است که نحوه درست تعامل و ارتباط بین دو جنس مخالف، هرگز آموزش داده نمی شود و نتیجه نیز، افراط و تفریط هایی می شود که در جامعه می بینیم:

یا فرار از جنس مخالف و یا بی قیدی در ارتباط با او!!!

تردیدی نیست که هیچ کدام از این دو حالت، نمی تواند در راستای منافع جمعی جامعه امروز ایران باشد؛ بلکه تنها راهکار موجود، آموختن چگونگی ارتباط همراه با حفظ ارزش های جامعه است و الا این که پسران را از دختران و دختران را از پسران بترسانیم، نتیجه اش این خواهد بود که جامعه به دو نیم تقسیم می شود که هیچ کدام از دو قسمت، بلد نیست با نیمه دیگر چگونه تعامل کند و بدیهی است که چه انرژِی بزرگی از  رهگذر این مساله، هدر خواهد رفت.

با این حال، متاسفانه برخی رویکردها در جامعه، به گونه ای دیگر رقم خورده است؛ چندی پیش یکی از چهره های معروف، از این که در برنامه کودکانه عمو قناد (فیتیله) دختران و پسران 5 - 4 ساله، کنار هم می نشینند، انتقاد کرده بود که بازتاب رسانه ای فراوانی داشت و نشانگر وجود جدی چنین تفکراتی در سطوح مختلف جامعه است.

مخلص کلام آن که نه ممنوعیت کامل ارتباط با جنس مخالف و نه این عرصه را بی قاعده رها کردن، هیچ کدام راهکار مناسبی به شمار نمی رود بلکه آن چه جایش در نظام آموزشی، فرهنگی و حتی ساختارهای خانواده ها خالی است، آموختن روابط صحیح و انسانی بین دو جنس مخالف است و اتفاقاً بخش بزرگی از ناهنجاری ها، عقده ها و سرخوردگی ها و بزهکاری ها و حتی مسائلی مثل طلاق و فروپاشی خانواده ها، ریشه در این معضل تاریخی دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 21:18  توسط صدای بوکان  |